![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
اکنون که برایت می نویسم قلب سردم را همراه کاروان عشق به سویت روان میکنم تا تو گل معطر که عشق از دلت لبریز است همواره شاداب و پیروز باشی اکنون قلب پژمرده ام را میشکافم و قطره خونی را که از اعماق قلب سردم جاری می شود به عنوان سلام برایت تنها گل تنهاییم می فرستم . عزیزم نمیدونم چطور قلبمو تقدیم عشق زیبایت کنم . عزیزدلم زندگی دریای پرتلاطمی است که موجهای آن ما را به هر سویی پرتاب میکند . زندگی عشقی است که ما در آن گم میشویم و روزی خود را پیدا میکنیم که دیگر دیر شده و ما مانند ماهی که موجهای دریا آن را به خشکی پرتاب میکند و ماهی بر اثر بی آبی جان میدهد و میمیرد یا مانند گلی پژمرده و پرپر شده میشویم زندگی دوران و گذرانی است بر دلهای عاشق . زندگی را به خاطر عشق پاکت به خاطر خنده های زیبایت به خاطر وجودت در کنارم دوست دارم ولی افسوس که درمانده عشق تو شدم و عشق تو تمام ذهن و وجودم را در بر گرفت . فاصله بین من و تو خیلی زیاده مثل زمین و آسمون ولی دوست داشتم دلامون مثل دو تا آهنربا همیشه به هم چسبیده بود و تا ما رو از هم جدا میکردند دوباره یه کششی ما رو به سوی همدیگه می کشوند و به همدیگه می چسبیدیم و از هم جدا نمیشدیم . کسی که لحظات خوش و زیبای زندگی خودشو با عشق تو رنگین میکنه منم ٬ منی که عاشقانه به عشق تو زندگی میکنم . کاش درکم می کردی و هرگز پرپرم نمیکردی . تو با رفتنت منو پرپر کردی پرپر شدن به خاطر تو ٬ به خاطر تمام خنده های تو ٬ به خاطر تمام خنده هایی که از صورت زیبای تو گرفتم هیچوقت خنده هات یادم نمیره ٬ یه آرامش روحی و ذهنی بود برام ٬ نمی خواستم هیچوقت از دستت بدم ٬ نمی خواستم هیچوقت تنهام بذاری ٬ نمی خواستم باور کنم که رفتی و تنهام گذاشتی ٬ دوست داشتم همیشه پیشم باشی و در کنارم باشی و مال خود خودم باشی ولی روزهایی که احساس تنهایی و بی کسی میکنم می بینم واقعا ُ از پیشم رفتی ٬ رفتی واسه همیشه ولی عزیزم هیچوقت فراموشت نمیکنم و همیشه در زندگیم بهترین و قشنگترین دعاها رو پشت سرت نثارت میکنم فقط به خاطر عشق تو ٬ به خاطر خنده های زیبای تو می گویم تا همیشه دوستت دارم ٬ تا وقتی که نفس میکشم حتی در آخرین نفسم میگویم : ای پرستوی کوچک و زیبای من عاشقانه می پرستمت
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 1:26 توسط yasi |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 3:14 توسط yasi |
|
|
اگر روزی از من بپرسی کیستی ؟ به تو می گویم : آینه ای شکسته اگر بپرسی کجا میروی ؟ به تو می گویم : به شهر انسانها اگر بپرسی با خود چه داری ؟ به تو می گویم : کوله باری از غم و اندوه اگر بپرسی چه کسی همراه توست ؟ به تو می گویم : سایه ام اگر بپرسی سایه ات کو ؟ به تو می گویم : او حد نیمه راه منو تنها گذاشت و رفت |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 3:9 توسط yasi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای که میسوزم سراپا تا ابد در حسرت تو
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
تنهاترازهمیشه |
|
RSS
|