![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
شبی غمگین شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من می گفت تنها و غریبم ببین با غربتش با من چه ها کرد تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد و او هرگز شکستم را نفهمید اگر چه تا ته دنیا صدام کرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 21:22 توسط yasi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای که میسوزم سراپا تا ابد در حسرت تو
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
تنهاترازهمیشه |
|
RSS
|